نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
عضو گروه فقه تربیت موسسه فقه و علوم انسانی امام رضا علیه السلام و مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم
چکیده
این پژوهش با روش تحلیلی-تطبیقی و با تکیه بر تحلیل مفهومی متون پایهای اصول فقه و هرمنوتیک فلسفی، به بررسی نسبت نظریه روششناختی «حجیت» در سنت اصولی امامیه با دستگاه فکری گادامر میپردازد. پرسش اصلی آن است که چگونه میتوان در عین پذیرش بینشهای هرمنوتیک جدید دربارهٔ تاریخمندی، پیشفرضمندی و ساختار گفتوگویی فهم، اصل بنیادین انتساب تفسیر معتبر به مراد الهی را حفظ کرد؟ یافتهها نشان میدهد که تقابل این دو پارادایم در هستیشناسی فهم و نظریهٔ اعتبار، قابل عبور است. در پاسخ، الگوی سهسطحه بازسازیشدهای پیشنهاد میشود که اعتبار آن در پایان یک فرایند محقق میشود. فرآیندی که مشتمل بر سطوحِ انضباط زبانی (تکیه بر ظهور نوعی)، تعمیق تاریخی (آگاهی از سنت تفسیری) و گفتوگوی مسئلهمحور (مواجهه با پرسشهای نوین) بوده و مستلزم برآوردن همزمان معیارهای چهارگانهٔ نصپایی، سنتپایی، انسجام منظومهای و غایتمندی عملی است. این الگو، مبنایی روشمند برای فهمی پویا، مسئولیتپذیر و عینیتیاب از متون دینی ارائه داده و ضمن گذر از دوگانهٔ جمود و نسبیت، توانمندی اصول فقه شیعه را در ارائهٔ روششناسی پویا و کارآمد برای فهم وحیانی، بار دیگر به اثبات میرساند.
کلیدواژهها