نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه عالی دفاع ملی
2 دانشجوی دکتری رشته مدیریت راهبردی فرهنگی دانشگاه عالی دفاع ملی
چکیده
معماری اسلامی شکل خاصی از معماری نیست تا درگذر زمان کهنه و ناکارآمد شود. بلکه تداعی اندیشهای والاست که در ظاهر معماری متجلی میشود. مسلمانی و دینداری اقتضائاتی دارد که باید به آن ملزم بود. بسیاری از مؤلفههای که در موضوع سکونت برای اسلام اهمیت دارد در معمای امروز ما به محاق رفته است. این پژوهش درصدد است تبعات سبک معماری غربی را گوشزد کند و نخستین گام در تحقق سبک معماری اسلامی را تبیین و تبلیغ ویژگیهای یک خانهٔ مسلمانی میداند. برای رسیدن به این مهم ابتدا باید نگاه معماران و صاحبنظران علم معماری را با معماری، فرهنگ و دین شناخت و نسبت هریک از این مؤلفهها را باهم دیگر سنجید تا درک شود چرا تا به امروز تعریف درستی از معماری اسلامی ارائه نشده است. لذا این پژوهش درصدد است با بررسی نظریات «نسبت معماری با فرهنگ»، «ارتباط متقابل فرهنگ و معماری» و چیستی «معماری اسلامی» در متون علمی معماری نشان دهد که هریک از این مؤلفهها در جامعهٔ معماری کشور چگونه است. در ارتباط بین دین و فرهنگ سه نظریه وجود دارد: بخش عظیمی از معماران و صاحبنظران حوزه معماری به رویکرد «دین از عوامل فرهنگساز» معتقدند. برخی معتقد به «رویکرد دین زائیده فرهنگ» است و بخش اندک و محدودی که بهخوبی معماری اسلامی را درک کرده و از قیدوبند ظواهر رسته و به معنا و اصل رسیدهاند به رویکرد «دینمحور فرهنگسازی» معتقدند. باتوجهبه یافتههای تحقیق در ادامه بهاختصار مشکلات و کاستیهایی که جامعه مسلمان امروز ما بهواسطه تسلط دو رویکرد «دین زائیده فرهنگ» و «دین از عوامل فرهنگساز» در معماری دستبهگریبان هست اشاره و پیشنهادهایی ارائه میشود.
کلیدواژهها