نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
عضو هیئت علمی جامعة المصطفی (ص) العالمیة
چکیده
استخراج علوم انسانی مبتنی بر معارف قرآنی با یک چالش اساسی همراه است. چگونه میتوان از قرآن کریم به سوی علوم انسانی حرکت کرد؟ در یک سر این حرکت، قرآن کریم با تعداد آیات معین و محدود قرار دارد و در سر دیگر آن مجموعهٔ غیرقابل شمارش از قوانین و نظریات علمی در حوزهٔ علوم انسانی واقع شده است؛ بهویژه اینکه دین کارکرد هدایتی و علم هویت اکتشافی دارد. حل این چالش منوط به ارایهٔ الگوهای کارا، منطقی و عملیاتی برای استخراج علوم انسانی از قرآن کریم است. هدف مقاله حاضر معرفی و تبیین چند الگوی استخراج علوم انسانی از قرآن کریم است. این نوشتار درصدد پاسخ به این پرسش است که الگوهای استخراج علوم انسانی قرآنبنیان کدام است؟ الگوهای پیشنهادی نگارنده: اصلگرایی، بطنگرایی، حکومتگرایی و استنتاجگرایی است. الگوهای اصلگرایی و حکومتگرایی اساساً بیان چگونگی تولید علوم دینی میباشند که از سوی مدافعان آن به منظور تبیین «امکان» علم دینی مطرح شدهاند و نگارنده با شناختی که از ارتباط آنها با علوم انسانی قرآنبنیان داشت، به معرفی آنها در اینجا اقدام نمود. بطنگرایی نظریهای ویژه در تفسیر قرآن است که نگارنده آن را باتوجّهبه ظرفیت این نظریه و با صورتبندی الگو، در عرصهٔ استخراج علوم انسانی قرآنبنیان دخالت داد. امّا استنتاجگرایی، حاصل مطالعات نگارنده در فلسفه تعلیموتربیت است. باتوجّهبه ماهیّت موضوع، روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی و شیوهٔ گردآوری اطلاعات کتابخانهای است.
کلیدواژهها